جام علمی: امین نیک اقبالی ، فوق تخصص شبکیه افزود: عنبیه بخش رنگی چشم است که طرح آن در هر انسان مثل اثر انگشت منحصر به فرد است و در هر یک بیش از بیست و هفت هزار پایانه عصبی وجود دارد که توسط غده ای موسوم به تالاموس واقع در مغز به تمام اورگانهای بدن مرتبط است که دارای لایه هایی است که بروز تغییرات در آن ها به تشخیص برخی بیماری ها کمک می کند.
وی با اشاره به اینکه چشم رنگی ها بیش از سایرین باید از چشمانشان مراقبت کنند تاکید کرد: به طور کلی سطح چشم این افراد به علت روشن بودن نسبت به اشعه ماورا بنفش خورشید حساس تر است و همین روشنایی به میزان قابل توجهی می تواند اشعه را جذب خود کند به گونه ای که این اشعه به خلاف افرادیکه چشمان تیره ای دارند و روی سطح چشم ممکن است کمی اثر گذارند در چشم رنگی ها در سطوح عمقی تر چشم نفوذ کرده و شروع به تخریب چشم از داخل می کنند و این حالت دقیقا مانند این است که ذره بینی را در مقابل نور آفتاب بگیرند و تمام اشعه نور را به روی شیعی مانند: چوب متمرکز کند و آنها شاهد تخریب و سوختن آن می شود.
این فوق تخصص شبکه اظهارداشت: استفاده از عینک های آفتابی مقاوم به اشعه ماورا بنفش خورشید را البته با تایید متخصصان چشم بهترین شیوه جلوگیری از بروز عوارض ناشی از آن عنوان کرده و در صورت احساس گرمی ناشی از قرار گیری در مقابل آفتاب، استفاده از چای سرد را که نسبت به معمولی دارای املاح معدنی مفید بیشتری را جهت منقبض کردن عضلات سطحی چشم و مرطوب کردن آن شیوه مناسبی در رویارویی با چنین مواردی دانست.
جام کودک؛
- از یکی می پرسن دوست داری چه جوری بمیری؟ می گه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش. نه مثل مسافرهای اتوبوسش در ترس و وحشت!!! (ارسالی ناشناس)
- یه نفر میره جوراب فروشی میگه آقا جوراب می خوام فروشنده میگه: مردونه؟ طرف دست میده میگه: مردونه.
- دو مگس بر سر مرد طاسی می شینند. بچه مگس به مادرش میگه: مادر من تشنمه. مگس مادر: آخه پسرجان من در این بیابان بی آب و علف چطور برات آب پیدا کنم.
- از طرف می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن؟ میگه: آخه من امتحان کردم..... پیاده خیلی راهه.
- معلم تاریخ: آهای… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وایسادی و بر و بر منو نگاه می کنی بگو ببینم اسکندر مقدونی کی بود؟ طرف: نمی دونم. معلم تاریخ: کی ناصرالدین شاه را کشت؟ طرف: نمی دونم. معلم تاریخ: پس تو با این وضعت چطوری می خوای امتحان تاریخ بدی؟ طرف: من که نمی خوام امتحان بدم من اومدم بخاری کلاس را تعمیر کنم.
- کانگورو پدر میگه: عزیزم بچه کجاست ؟ کانگورو مادر میگه: وای کیفـمو زدن.